تبلیغات
دلکده ی غم
 
دلکده ی غم
در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند ...... آن چه استاد ازل گفت بگو می‌گویم
درباره وبلاگ


السلام علیک یا شیب الخضیب

شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد
من مرثیه ساز دل دیوانه ی خویشم


اشعار مدح اهل بیت (علیهم سلام)

یا مولا علی علیه سلام

استفاده از این مطالب با ذکر صلوات و درج نظر بلا مانع است.

شما می توانید مطالب و انتقادات وپیشنهادات خود را به آدرس ایمیل زیر نیز ارسال کنید.
mgh1370@ymail.com



مدیر وبلاگ : محسن غلامحسینی
جمعه 29 مهر 1390

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

ضمن عرض سلام و خوشامد گویی خدمت شما دوست عزیز

خواهشمندیم با نظرات و نقد های خود در وبلاگ  دلکده ی غم ما را یاری نمایید.

لازم به ذکر است برخی از اشعار دارای سبک خاصی است.

یا علی مدد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم رب الحسین(ع) و له الحمد

(این روز ها)

خواهری شد نیمه جان این روز ها

بی سپاه و پاسَبان این روز ها

نیست بین شامیا ن انسانیت

کودکان بی خانمان این روز ها

سوز و سرمای شب و گرمی روز

خانه ای بی سایبان این روز ها

دختر میر عرب آواره شد

خاک بر   راس جهان این روز ها

هر کسی غارت کند از ما ولی

کشته ما را ساربان این روزها

چون که می گویند ما را خارجی

زیر لب قرآن بخوان این روز ها

در پس هر کار اجری شد نهان

اجر قرآن خیزران این روز ها

آن که جایش دوش ثارالله بود

در خرابه میهمان این روز ها

با اشاره حرف هایش می زند

با زبانِ بی زبان این روز ها

خواست قدری از پدر صحبت کند

شد چو زهرا قد کمان این روز ها

طاقت سیلی ندارد دخترک

بس کن ای نا مهربان این روز ها

عزم رفتن داشتی اما نرو

ای رقیه جان بمان این روز ها

زیر لب می گفت پی در پی امان

الامان و  الامان این روز ها

محسن غلامحسینی



نوع مطلب : حضرت زینب (س)، حضرت رقیه (س)، امام حسین (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم رب الحسین(ع) و له الحمد


تا ادب کردی به زهرا (س) بهر اربابت حسین(ع)

هدیه ای قابل ز دست حضرت زهرا (س) شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) مرتضی(ع)  با اشک گفت

ای تو سلمان جدید ما ، تو هم از ما شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) فیض اللهی رسید

بنده ای از بندگان حضرت مولا شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) گفت ساقی  آفرین

لشکری در آن سپاه حضرت سقا شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) قلب زینب(س) شد رضا

باعث دلگرمی حوریه ی کبری شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) لشکر دشمن گسست

موجب درماندگی لشکر اعدا شدی

شد مدالی کبریایی بر جبینت، لایق

پاره ی پیراهن از خیاطی زهرا شدی

مرتضی رضایی

 

 



نوع مطلب : حضرت حر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم رب الحسین(ع) و له الحمد


تا ادب کردی به زهرا (س) بهر اربابت حسین(ع)

هدیه ای قابل ز دست حضرت زهرا (س) شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) مرتضی(ع)  با اشک گفت

ای تو سلمان جدید ما ، تو هم از ما شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) فیض اللهی رسید

بنده ای از بندگان حضرت مولا شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) گفت ساقی  آفرین

لشکری در آن سپاه حضرت سقا شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) قلب زینب(س) شد رضا

باعث دلگرمی حوریه ی کبری شدی

تا ادب کردی به زهرا (س) لشکر دشمن گسست

موجب درماندگی لشکر اعدا شدی

شد مدالی کبریایی بر جبینت، لایق

پاره ی پیراهن از خیاطی زهرا شدی

مرتضی رضایی

 

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 18 مهر 1392

خواهشمندم از دوستان عزیز که این پست را حتما بخونن

 

امام محمد باقرعلیه السلام نیز در عالم رویا یا مکاشفه به مرحوم علامه فقیه ایمانی (ره) که از امام میپرسند:

چرا ظهور امام مهدی علیه السلام نمیرسد و فرج در قوم های قبلی این قدر به طول نیانجامیده بود میفرمایند:

قوم های گذشته دسته جمع به دعا برای ظهور حجت خداوند(حضرت موسی وحضرت داود علیهما السلام و) پرداختند وخداوند در این امر تسریع بخشید ولی شیعیان ما تا به حال یکبار هم چنین نکرده اند که اگر یک بار برای ظهور وی دعا کنند خداوند بلا فاصله و یک مرتبه امر فرج را صادر میکند

 

از طرفی هم داریم هرگاه بنده ی مومنی از خداوند متعال طلب خیری برای برادر مومن خود در غیاب او نماید خطاب از سوی خداوند از فوق آسمانها به او میرسد که:((من به تو هزار/هزار برابر آنچه برای برادر مومنت طلب کردی عطامیکنم)) پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: دعای شخصی برآورده میشود که بازبانش گناه نکرده باشد نه من با زبان شما ونه شما با زبان من گناه کرده اید پس برای هم دعا کنید که این دعا مستجاب است

 

حالا با توجه به این دو موضوع که مطرح شد طرحی درست شده واسه دعای برای فرج که من خواهشمندم همه شرکت کنند چون کلا روزانه 2 دقیقه بیشتر نمیشه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اول ) هر روز باید سه قل هو الله احد بخونید به نیابت افراد زیر و با حضور قلب فقط و فقط بخاطر فرج مولایمان بخوانیم

شنبه به نیابت مومنین و مومنات ومسلمین ومسلمات

یکشنبه به نیابت گذشتگان

دوشنبه به نیابت اهل بیت علیهم السلام

سه شنبه به نیابت پیامبران

چهارشنبه به نیابتفرشتگان و ملائک

پنج شنبه به نیابت شهداء

جمعه به نیابت امام زمان علیه السلام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوم ) یکی از اعمال زیر را راس ساعت یازده شب به دلخواه خودتان انجام دهید

دو رکعت نماز برای فرج

دعای فرج

صد صلوات با عجل فرجهم

 

 

 

در آخر یه خواهش از دوستان دارم که این مطلب را هر کجا که میتونن بذارن تا همه جا پر بشه

از فیس بوک گرفته تا ایمیل دوستانتون و تالار هایی که عضو هستید و وبلاگ هایی که نویسنده اید و ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 25 شهریور 1392


بسم رب الحسین (ع) و له الحمد


این آستان ز عرش الهی فراتر است

خورشید در برابر نورش مکدر است

گرم طواف او ملک ناز پرور است

از هر که هست بنده ی الله منظر است

روح القدس یکی ز همین چند کفتر است

جنات خلد و روضه عجب مختصر شدند

آنگه که با ضریح به گود هنر شدند

تا زائران کنار رضا مستقر شدند

گویا بهشتیان همگی دست بسر شدند

جنت جهنم است بدون رضا گر است

سقا  نه،سلسبیل و یم کوثرش بگو

زائر نه، جبرئیل بدون پرش بگو

مشهد نه، خانقاه جنون پرورش بگو

نقاره نه، که نفخه ی در محشرش بگو

اسمش اگر رضاست تماما چو حیدر است

تا شد شروع مدح رضا بی قرار وار

قرآن نزول گشت هزاران هزار بار

من ما احبکم فهو کلب نار نار

اصلا تمام منقبتش را کنار دار

این بس بود که زاده ی زهرای اطهر است

نقاره گرم نوحه و در روضه خوانی است

صحبت ز یک مزار  بدون نشانی است

از میخ و  آتش و ...سخن از قد کمانی است

بیچاره مادری که بهارش خزانی است

بیچاره چار طفل که چشمانشان تر است

مرتضی رضایی



نوع مطلب : امام رضا (ع)، حضرت زهرا (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 3 شهریور 1392

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

 

از آن روزی که بر داغت نشستم

همان دم که ضریح آمدم به دستم

به دل راز و نیازی پیش بردم

کز این پس نوکری دربست هستم

ولی شرمنده هستم رو سیاهم

که هر عهدی که بستم را گسستم

به  من دادی دو صد نعمت فراوان

نمک خوردم نمکدان را شکستم

غلامحسینی

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


بسم رب الحسین (ع) و له الحمد


آقــــا چـرا سهـم دلـم شد بیــقـــــراری

آخــر بگو تا کـی بود چــشم انتظاری

قـلــب خـــزانی مـانـده از دنیــا برایــم

از بـس کـریمی می کنی مـا را بهـاری

نـذر قــدومـت می کنم اشـک بـصـر را

با رفتنت دل خوش شدم بر گریه زاری

ای کـاش روزی جان به کف آیم کنارت

به به چه زیـبا باشـد این سان همجواری

حسـرت به دل مانـدم که رویت را ببینم

کــی می شــود بر کوچه دل پا گــذاری

ایـن روزها حـرف دل (او خـواهد آمد)

زیـبـاترین ارثیـست که مـانده یادگـاری

غلامحسینی



نوع مطلب : امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 16 اردیبهشت 1392

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

ای امیــــر جــوان لــشـــکـر (هـــــو)

 نـــهــروان را گــره زدی چــون مـــو

بـــس کـــن ای حــجر لـشـکــر حیـــدر

کــم گــــره زن به چــهره ات ابـــــرو

تـــرس تــیـغـت چه کرده با دشــمــن؟

کـــرده ای عــرصه را مگــر جــارو؟

بـــا شــهـــادت رضــا نــشــد قــلـبــت

تـــا شــــود مـــرقـــد تـو خـاکـالــــــو

نبـش قـبرت در است و شیشه ی عطر

یـمـلـأالـارض، زیــن مــعـطـر بـــــو

مــهــدی از مـــا نــدیــده خیــری که

پــــا شـــده ای تـــو بـــهر یـــاری او

غــصـه خــوردن بــه پــیـکـــر ارباب

کــــــرده آواره ایـــــن تــنــــت را او

بـــی نــشــان گــشــتــن مــزار جدید

مـــثــل مــادر شــدن عــجـب نــیــکو

مرتضی رضایی



نوع مطلب : حجر بن عدی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 25 اسفند 1391

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

دوباره خواب به چشمم چه عشوه ها میکرد

سحر که مدح، قلم از ستاره ها میکرد

قلم بساط ضیافت به آسمان چیدست

ستاره ای بگزیدست بسان خورشید است

گهی به شمس ولایت رخش چه بوسه گه است

گهی به دوش قمر زینت جمال مه است

ستارگان حرم محو نور رخسارش

به گردِ وی همه پروانه ی نگهدارش

علی، ستاره مولایمان به عاشورا

به دست خویش زند شانه موی خواهر را

یگانه گوهر شش ماهه ی به گهواره

سپر به جان رقیه کند گلو پاره

اگر چه فاطمه نَبوَد دو دست زهرا داشت

نشان بوسه به دستش ز لعل بابا داشت

همو که ام ابیها ز چهره اش پیدا

همو که منقبتش تا به عرش کرده خدا

همو که جان علی بسته بر سر مویش

همو که دل ز حسین میبرد به گیسویش

همو که حسرت گامش به قلب خاک نشست

همو که بزم خراباتیان ز جامش مست

همو که بر سر خوانش گدا و شاه نشست

همو که معجر او را خدا نگهبان است

همو که تار سرش مخفی از نظاره ی حور

فقط به عمه دهد زلف، ز ما بقی مستور

چه شد که خار مغیلان...؟ چرا شکست قلم؟

ببین به جوهر شعرم...که اشکی است قلم

مگو قلم : که نگویم ز یار غمگینم

درون خویش ز بغض نهفته سنگینم

همو که صدر نشین به دوش سقا بود

چه شد که لنگ لنگان روان به صحرا بود؟

همو که روی نکویش حسین می بوسید

چه شد که لخته ی خون قرص چهره اش پوشید؟

همو که شانه ی زلفش دو پنجه ی اکبر

سرش شکست ز آتش ز سنگ و خاکستر

همو که تخت جلوسش به دامن زینب

سرش به خشت خرابه به بستر هر شب

همو که بر سر خوانش گدا و شاه نشست

به روی خاک خرابه گرسنه بیهوشست

همو که حسرت گامش به قلب خاک نشست

ز خاک داغ بیابان به پاش تاول بست

خدا کند که نبیند به نیزه راس عمو...

غبار معجر او را تکانده دست عدو

نه مو و صورت و پایش نه چشم پر آبش

محال آن که شود خوب دست لرزانش

 

                                                                      رضائی



نوع مطلب : حضرت رقیه (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 7 آذر 1391
بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

منت گذار بر سر زینب هلال من

از شوکت شماست تمام جلال من

شاها تمام دار و ندارم ز دیگران

ای ماه روی نیزه سواره، تو مال من

من پر فقط به صحن و سرای تو می زنم

دشمن خیال کرد که بشکسته بال من

کروبیان چو آدمیان لاف می زنند

عاشق کجا؟ که هست؟کسی در مثال من

روح القدس که مهد تو را می دهد تکان

آبی مکیده ز ته انگور کال تو

گیرم گرفته اند ز سر معجر مرا

کو دیده تا نظاره کند بر جمال من؟

خواهم که فال گیرم و مصحف که پاره است

آتش به لب گرفت ز تعبیر فال من

گفتی اسارت است و غریبی ... به روی چشم

گفتی بنات من ... همه اندر کفال من

گفتی غم رقیه و دل شوره ام گرفت

باشد ،غمش کشم به قد همچو دال من

گفتی یهود و شام ... حسین از خودت بگو

گفتی که هیچ ... هیچ ... فقط هست قتال من

شاها نبود رسم که مخفی ز من کنی

اصلا نبود فکر تنور در خیال من

زخم از دلم گرفتم و بر سر گذاشتم

از سینه ام جدا و به سر شد مدال من

گیرم دروغ بود که سر را شکسته ام

خنجر به سر زنید به فتوای سال من

 مرتضی رضایی



نوع مطلب : حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 1 آذر 1391
بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

آقا دوباره مشهدت شد قبله گاهم

شرمنده ات هستم که فردی رو سیاهم

من پر گناهم لیکن از لطف شما بود

ورنه کجای منزل شه جای ما بود

حس عجیبی میرسد از بارگاهت

من حرف ها میخوانم از طرز نگاهت

انگاری از کرب و بلا دارد حکایت

آری مصیبت دیده ای جانم فدایت

حالا که حرف بین ما از کربلا شد

مرغ دلم راهی ایوان طلا شد

یک یک تمام خاطرات آمد به ذهنم

اشکم فرو میریزد از پهنای چشمم

آقا اگر خواهی بگو با من چه ها شد

از چه زمین کربلا اندر بلا شد؟

از کی جواب العطش تیر سه سر شد؟

چون شد که زهرای سه ساله خون جگر شد؟

آقا چرا قران به روی نی نشسته؟

اصلا چرا بابایتان رأسش شکسته؟

از چه شده سهم عمو یک مشک خالی؟

آیا نبود یک قطره آب در آن حوالی؟

آقا چه شد قاسم چنین قامت کشیده؟

آقا تو باور می کنی زینب خمیده!؟

آقا چرا پس رنگ رخسارت پریده؟

قدت بسان مادرت زهرا خمیده؟

شرمنده ات هستم اگر روضه نوشتم

همراه روضه بوده از اول سرشتم

محسن غلامحسینی


نوع مطلب : امام رضا (ع)، کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 1 آذر 1391
بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

همچون قمر خمیده ای ای جان فدای تو

من گریه می کنم همه شب از برای تو

حرف عزا و نوحه و ماتم که می شود

باور نمی کنم شده وقت عزای تو

آهت چه می کند که جهان گریه می کند

ناله زند سراسر عالم به پای تو

قامت خمیده ای که قیامت به پا کنی

مُردم دوباره زنده شدم با دعای تو

هستم غلامتان تو بده اذن نوکری

تا سینه ام شود همه شب غمسرای تو

عمری به اشک و خون بنویسم ز رفتنت

در حیرتم از این غم بی انتهای تو

دستی کمر گرفته ای و راه می روی

در لا به لای روضه شنیدم صدای تو

تو نذر کرده ای که فدای علی شوی

او گریه می کند همه شب پا به پای تو

قوتِ شبت شده همه اش اشک و آه و درد

حیدر چه می کشد ز چنین اشتهای تو

سیلی چه کرده چون رخ ماهت کبود شد

لرزه فتاده بر کمر و بر بنای تو

با پای خود روانه از این خانه گشتی و

باز آمدی و حسنت بود عصای تو

زینب شنید آخرش از کوچه رفتنت

از لکنت و حال بد مجتبای تو

بر سینه می زند چه قدر بغض می کند

چون رد خون نشسته به نقش ردای تو

هی زیر لب دم از کفن پاره می زنی

زینب دلم شکست زغم کربلای تو

 

محسن غلامحسینی



نوع مطلب : حضرت زهرا (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

بگو به یار ندیدم، صبا که یار خمیدم

ببین ز غصه بریدم ، امید وصل سحر را

نشد به خواب ببینم، جمال یار غمینم

دمی نظاره نشینم، دو چشم خسته و تر را

فراق و درد نداری، بساط گریه و زاری

مرا که به یاد داری، گدای دوره گر را

پی ات به آه و فغانم، به کوچه کوچه روانم

به استخوانم و نانم، کرم سگ دم در را

گهی به سهله روانه، گهی حرم سحرانه

دلم گرفته بهانه، جمال ناز قمر را

ز بس که عهد گسستم، به شام تیره نشستم

تو را ز ساقه شکستم، ز مادر تو کمر را

ز فرط غصه چنینی، همین که خیمه نشینی

دعام کن که ببینی، من و گناه و حذر را

رضائی

 



نوع مطلب : امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 4 اسفند 1390

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد

 زیارت

آمدم دفتر دل پیش شما باز کنم

آمدم پر بکشم طوف حرم ساز کنم

آمدم گریه کنم، ناله زنم، بر گویم

آمدم روضه ی چشمان تو از سر گویم

آمدم عرض کنم مشک فدای دو لبت

آمدم گریه کنم با نگهی بر علمت

آمدم تا بنویسم به خدا ماه توئی

آمدم داد زنم غیرت الله توئی

آمدم بوسه زنم گرد و غبار حرمت

آمدم رزق خورم از سر خوان کرمت

آمدم زیر لوای تو شهنشاه جلی

آمدم در حرم امن ابوالفضل علی

غلامحسینی



نوع مطلب : کربلا، حضرت ابوالفضل (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم رب الحسین(ع) وله الحمد

 

حواسم نبود ماه غم هم که رفت

چه شورش شده محتشم هم که رفت

حواسم نبود، آمد و باز رفت

چه خوانم دگر، سوز آواز رفت

محرم عجب حالتی داشت، حیف

به دل روضه و ماتمی کاشت، حیف

اگر در عزا جان ندادیم ما را ببخش

و در خواب غفلت فتادیم ما را ببخش

بنوشم ز خوناب دل تا به کی

و ذاکر نشیند به گل تا به کی

به سالی نشینم سر کوچه ی انتظار

که شاید دوباره شود موسم وصل یار

کجایی محرم عزا لنگ شد

بیا ای محرم دلم تنگ شد

غلامحسینی



نوع مطلب :
برچسب ها : محرم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی